اولین نشست همایش بین المللی الگوی پیشرفت در فرایند انقلاب اسلامی (مبانی، دستاوردها، آینده پژوهی)
13 آبان 1405

متن نشست اول: نقش اندیشه امامت و مهدویت به‌عنوان نظام آرمانی در الگوی پیشرفت انقلاب اسلامی

مورخ 1405/08/11

سخنان جناب آقای دکتر اسحاقیان درچه:

بسم‌الله الرحمن الرحیم.

الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین، سیما بقیة الله فی الأرضین، و أرواح العالمین لتراب مقدمه الفداء. سلام و عرض ادب خدمت همه بزرگواران مخصوصاً عزیزانی که از طریق برخط در این نشست شرکت کردند. در ابتدا توضیحات مختصری عرض کنم درباره این همایش بین‌المللی که امروز اولین نشست برگزار می‌شود؛ همایش بین‌المللی الگوی پیشرفت در فرایند انقلاب اسلامی به همت دانشکده معارف اندیشه اسلامی و مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی ان‌شاءالله برگزار می‌شود که در واقع فرصت این همایش تمدید شد به‌دلیل شرایط جنگی که در سال اخیر و جدید پیش آمد، فرصت این همایش تمدید شد و اکنون تاریخ‌های جدید آن را می‌توان مشاهده کرد.

این همایش محورهای متعددی دارد که بنده معرفی می‌کنم خدمت بزرگواران که برای ارسال مقالات و در مرحله اول چکیده مقالات را ارسال می‌فرمایید تا بررسی شوند و بعد از تأیید ان‌شاءالله می‌توانید اصل مقالات را ارسال بفرمایید. محورهای متعددی برای این همایش پیش‌بینی شده؛ نخستین محور مبانی الگوی پیشرفت در فرایند انقلاب اسلامی.

در بخش مبانی شاخه‌ها و زیرموضوعات مختلفی وجود دارد: مبانی فکری پیشرفت در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی، دوم، مبانی فکری توسعه در برنامه‌های توسعه دوره جمهوری اسلامی؛ یعنی همان چند برنامه توسعه‌ای که ارائه شده است، سوم، مبانی فکری پیشرفت در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی که چند سال قبل توسط رهبر شهید ارائه شد، چهارمین نظریه‌پردازی در حوزه پیشرفت در فرایند انقلاب اسلامی، پنجم، گفتمان انقلاب اسلامی و الگوهای رقیب توسعه، ششم، نقش اندیشه در فرایند انقلاب اسلامی، هفتم، عدالت، استقلال و معنویت در الگوی پیشرفت کشور. این‌ها موضوعات محور مبانی بودند.

و اما محور دیگر، موضوعات مربوط به دستاوردهای پیشرفت است: دستاوردهای علمی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی انقلاب اسلامی، دوم، تحولات نهادی و حکمرانی، دستاوردهای نظامی و بازدارندگی، توانمندی داخلی و پس از آن تناسب پیشرفت و هویت ایران اسلامی، الگوی امت و امامت و پیشرفت در فرایند انقلاب اسلامی، پنجم، صدور انقلاب و شکل‌گیری الگوهای پیشرفت.

و اما محور بعدی که نشست امروز اتفاقاً مربوط به این محور می‌شود، این نخستین نشست مربوط به همین محور است: آینده‌پژوهی پیشرفت در فرایند انقلاب اسلامی. خب این قسمت هم شاخه‌های مختلفی دارد: سناریوهای آینده در پیشرفت تراز انقلاب اسلامی، کارکرد آینده‌نگاری بر تبیین الگوی پیشرفت در فرایند انقلاب اسلامی، آینده‌پژوهی حکمرانی دینی و نقش آن در پیشرفت تراز انقلاب، مدل مفهومی آینده‌نگاری بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، پنجم، نقش اندیشه امامت و مهدویت به‌عنوان نظام آرمانی در الگوی پیشرفت انقلاب اسلامی و ششم، راهبردهای تحقق الگوی مطلوب پیشرفت و تمدن نوین اسلامی. ان‌شاءالله همه عزیزان چه بزرگوارانی که اکنون در این نشست شرکت دارند و چه دوستان دیگری که ارتباط دارید، اساتید و دانشجویان گرامی می‌توانند در تمام این محورها موضوعات و یا قسمت‌هایی که نزدیک به این موضوعات باشد فرصت هست که برای همایش ارسال کنند چکیده و بعد اصل مقالات را.

و اما اولین نشست دارد برگزار می‌شود برای این همایش در محور در واقع آینده‌پژوهی، عنوان این نشست: نقش اندیشه امامت و مهدویت به‌عنوان نظام آرمانی در الگوی پیشرفت انقلاب اسلامی. همان‌طور که مستحضر هستید مهدویت به عنوان عامل حدوث و بقای انقلاب اسلامی محسوب می‌شود، یعنی هم به‌عنوان ریشه‌ها و خاستگاه انقلاب اسلامی و عواملی که در شکل‌گیری قانون اساسی ما بوده مهدویت جایگاه ویژه‌ای دارد و همچنین در بقا، استمرار و الگوهای توسعه مهدویت جایگاه بسیار بالایی دارد که یادی کنیم از رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی شهید امام سید علی خامنه‌ای که مهدویت از اصلی‌ترین آموزه‌های اسلامی و دینی است چنین تعبیر دارند که اصلی‌ترین و اساسی‌ترین آرمان‌های دینی است که انقلاب اسلامی هم بر اساس همین آرمان‌ها شکل گرفته.

خب، ما در این نشست در خدمت استاد مکرم و معزز و ارجمند جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای دکتر قاضوی هستیم، رئیس محترم دانشکده معارف اندیشه اسلامی و عضو محترم هیئت علمی گروه قرآن، متون و تاریخ و تمدن اسلامی. در قسمت اول نشست از فرمایشات و مباحث ایشون استفاده می‌کنیم و پس از آنکه استفاده کردیم از محضر ایشون اگر مطالبی را حضار محترم دارند برای سوال یا تکمیل در خدمت هستیم و بخش پایانی را هم خود جناب استاد معظم آقای دکتر قاضوی جمع‌بندی و احیاناً پاسخ به سوالات در دست خواهند گرفت. به استقبال سخنرانی و ارائه بحث استاد معزز جناب دکتر قاضوی می‌رویم با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

 

سخنان جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین دکتر قاضوی (ریاست دانشکده معارف و اندیشه اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران):

سلام علیکم و رحمة الله. بسم‌الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین. ابتدا سلام عرض می‌کنم محضر اساتید معظم و بزرگوار و حضار حاضر در جلسه که از طریق فضای مجازی در جلسه ما حضور پیدا کردند. ایام فاطمیه از شهادت حضرت حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها را هم تسلیت عرض می‌کنم. و قرار است که ما یک بحثی را داشته باشیم با نقش اندیشه امامت و مهدویت به‌عنوان نظام آرمانی در الگوی پیشرفت انقلاب اسلامی.

به نظرم ابتدا با آیه‌ای از قرآن آغاز کنیم؛ سپس مقدمه‌ای ارائه دهیم و در ادامه، مروری بر برخی حوادث و جریان‌های مرتبط با روند انقلاب اسلامی داشته باشیم و بعد هم یک نگاهی داشته باشیم به شرایط روز و ان‌شاءالله بتونیم یک جمع‌بندی کامل داشته باشیم. خداوند متعال در سوره اعراف آیه ۱۲۸ می‌فرماید: قال موسی لقومه استعینوا بالله واصبروا ان الارض لله یورثها من یشا من عباده وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ.

موضوع اندیشه مهدویت موضوعی است که اختصاص به مکتب تشیع ندارد، در همه ادیان الهی وعده ظهور منجی داده شده، حتی در برخی از مکاتب یهودی خواهد آمد پر از عدل و داد خواهد کرد. در اینجا لازم است به موضوع آیه ۱۲۸ سوره اعراف اشاره شود. زمانی که در جریان بیرون آمدن حضرت موسی و بنی اسرائیل از مصر و به دنبال این حرکت حضرت، اینجا حضرت موسی در این آیه دو فرمان از طرف خداوند متعال به بنی اسرائیل داده می‌شود و دو وعده خداوند متعال می‌دهد.

در بیان این دو فرمان، نخست می‌فرماید استعین بالله، به قومش می‌گوید که به خدا توکل کنید و باید باور کنیم که قدرت خدا مافوق همه قدرت‌هاست، اتفاقاً این آیه با شرایط روز ما هم خیلی تطبیق دارد. واصبروا و صبر پیشه کنید، همان مقاومتی که ما امروز ازش یاد می‌کنیم. پس دو فرمان: یک توکل به خدا و باور به اینکه قدرت خدا مافوق همه قدرت‌هاست و دوم مقاومت در مسیر حق. اگر جامعه‌ای این دو فرمان خدا را اجرا بکند آن وقت می‌فرماید ان الارض لله یورثها من یشا من عباده، زمین از آن خداست، خداوند متعال در اختیار بندگان صالح خودش قرار می‌دهد. که اینجا مفسرین آمده‌اند این موضوع را به موضوع مهدویت بعضی از مفسرین ربط دادند، گفتند وعده‌ای که حضرت موسی داده این در آخرالزمان محقق می‌شود، جامعه بشری به جایی می‌رسد به درجه‌ای از معرفت می‌رسد به درجه‌ای از بصیرت می‌رسد که این جامعه مهدوی زمینه‌های ظهور را فراهم می‌کند. وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ، وعده دوم هم این است که خداوند متعال می‌فرماید عاقبت از آن متقین است و حکومت زمین از آن بندگان خوب خدا خواهد بود.

ما در قرآن سه بار این آیه آمده لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ یعنی عالم اسلام کل کره زمین را فرا خواهد گرفت دین مبین اسلام. وعده‌ای که همه ادیان الهی دادند هم در کتاب تورات این وعده آمده هم در کتاب انجیل آمده هم در کتب آسمانی قبل آمده که در آخرالزمان شرایطی به وجود می‌آید که موعودی ظهور می‌کند و کفر و استکبار و ظلم و ستم از جامعه بشری رخت بر می‌بندد و خلیفه زمین مؤمنان خواهد بود. در آیه دیگری می‌فرماید والعاقبة، یک آیه می‌فرماید وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ و یا در آن آیه معروفی که همه عزیزان بلدید و وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ.

من این پیش‌زمینه‌ها دارم می‌گم تا برسیم به مباحثی که مربوط به انقلابمون است که خداوند با بیان‌های مختلف توسط انبیا سلف وعده داده که جهان دست اهل دین مبین اسلام و اهل مکتب اسلام خواهد بود، مکتب‌ها همه مکاتب مادی بشر محو و نابود می‌شوند ولو کره المشرکون و کره الکافرون. این‌ها قرآنی است و حضرت موسی هم به قومش همین حرف را زد. اگر این بصیرت باید به‌تدریج در جامعه بشری شکل بگیرد. حالا من به مناسبت فاطمیه می‌خواهم یک مسئله دیگه‌ای هم در اینجا با یک بیانی از خود وجود نازنین امام زمان یک بحثی را بکنم یک تحلیلی را بگم و و درباره تکلیف امروزمان سخن بگوییم، منتها حالا آن را یک مقدار بحثمون به جلو بره که ببینیم که خود امام زمان وقتی ظهور می‌کنند با چه الگویی وارد عرصه جامعه بشری می‌شوند و چه شرایطی باید در جامعه بشری پدید آید و عرض کنم که این شرایط برای ظهور مهیا بشود و این اندیشه امامت و مهدویت باید چه جوری به جامعه بشری انتقال پیدا بکند که بشر وقتی که بریده از همه مکاتب مادی جهان بشود بالاخره به سمت این مسیر حرکت بکند.

ما امروز آثارشو در دنیای امروزم داریم می‌بینیم؛ شما این تحولاتی که در قاره‌های مختلف جهان در حال وقوع است و تحولاتی که به خصوص در جهان غرب در حال وقوع است این‌ها خیلی نویدبخش است که حالا منشأشم ما می‌توانیم بگوییم این حرکت ملت انقلابی ایران است. البته انقلاب ما، من به نظرم اینجور می‌آید انقلاب ما محصول نسل ما نیست، محصول نسل قبل ما هم نیست، محصول ۱۴۰۰ سال مجاهدت و تلاش‌ها و رهنمودها و رهنمای راهنمایی‌های ائمه معصومین و علمای سلف و شیعیان خالص مکتب تشیع که در یک مقطعی از زمان بصیرتی در جامعه ایجاد شد که این جامعه به سمت جامعه اجرای حکومت اهل‌بیت عصمت و طهارت داره حرکت می‌کند، جلو میره و داره این مکتب را به دنیای بشریت کنونی معرفی می‌کند.

من معتقدم آن این همه دشمنی‌هایی که در ظرف این ۴۷ یا ۴۸ سال گذشته با انقلاب ما شد و هنوز هم ادامه دارد و دنیای استکبار، دنیای حالا شرق که به زباله‌دان تاریخ رفت یعنی حکومت کمونیستی، دنیای غرب با تمام توان داره مقابله می‌کند، این‌ها نه به‌خاطرِ پیشرفت علمی ما است، نه به خاطر پیشرفت تکنولوژی ما است، نه به خاطر پیشرفت این‌ها بهانه است، بهانه هسته‌ای و نمی‌دانم این حرفا، این‌ها بهانه است. من به نظرم می‌آید این مکتبی که داره امروز به دنیای بشریت معرفی می‌شود، مکتب شیعه، که امروز جامعه جهانی داره به این سمت حرکت می‌کند، امروز رشد گرایش به اسلام و مکتب تشیع به صورت تصاعدی در دنیا داره این اتفاق می‌افته در جامعه بشری. این همان چیزی است که موجب خوف و هراس دنیای غرب و دنیای استکبار شد. آن‌ها با اصل مکتب مشکل دارند. انقلاب اسلامی ما رفته به سمتی که یک مکتب نجات‌بخش را به دنیای بشریت معرفی کرده و جامعه بشری داره به این سمت حرکت می‌کند، به‌خصوص با توجه به تحولات این یک سال اخیر خیلی تحولات داره سریع رخ میده. امروز نسل زد مثلاً قاره اروپا و قاره آمریکا داره بیدار می‌شود، آن جوانانش حالا با یک بهانه باید پیدا بکنند برای ابراز مخالفت خودشان ولی بالاخره این بیداری که داره در دنیا اتفاق میفته، خب این‌ها مباحثی است که بالاخره در تحولات اجتماعی امروز، سرعت تغییرات به گونه‌ای است که هر روزی که می‌گذرد بر جامعه بشری این مسیر داره روشن‌تر می‌شود.

این نکته‌ایست که حالا در روند انقلاب اسلامی شاید بعضی از مثلاً مباحثی که ما قبل از پیروزی انقلاب در حوزه مهدویت برای علمای ما شاید یک مقدار ابهام داشت، مثلاً اینکه زمانی که حضرت تشریف میارن حضرت می‌خواهند با این قدرت‌های استکباری چه بکنندد، آیا حضرت با این قدرت‌های استکباری چگونه مواجه می‌شوند؟ زیرا قرار است حضرت با همین اسباب عادی، جامعه بشری را هدایت کنند. با همین اسباب عادی جلو برن و جامعه بشری هدایت بکنندد. یکی از علمای بزرگ روز بعد از پیروزی انقلاب، روز دوازدهم بهمن ماه که امام راحل به ایران تشریف آوردند، ایشون می‌گفت ما این شبهه برایمون حل شد. ببینید آن روز دوازدهم بهمن وقتی امام آمدن تمام قدرت دست دشمناش بود، تمام سلاح‌ها هم کار می‌کرد، تمام اسلحه‌ها هم کار می‌کرد. اگر دشمن می‌خواست مثلاً اگر حکومت بختیار می‌خواست یک فانتوم بلند کنه هواپیمای امام را آسمون بزنه این برایش امکان داشت، آن فانتوم هم می‌توانست حرکت بکند.

اما چرا دشمن این کار را نکرد با اینکه می‌دانست امام داره می‌آید برای چه تحولی و چرا دنیای غرب اجازه داد که امام تشریف بیاره یا حکومت طاغوت اجازه داد امام تشریف بیاره؟ چون در آن مقطع زمانی، من خودم یادم می‌آید من آن روز ۱۴ ۱۵ سال داشتم، اتفاقاً هم روز یازدهم من پیاده رفتم تا بهشت زهرا از طرف جنوب شهر تهران آنجا ساکن بودیم، هم روز دوازدهم رفتیم تا نزدیکی‌های بهشت زهرا و ماشین امام، خود امام که توفیق نشد، امام در ماشین حرکت می‌کرد، در مسیر آنجا رسیدیم. شرایط به گونه‌ای بود که کل مردم ایران یعنی اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران خواهان حضور امام بودند، قدرت دست دشمن بود اما این حضور مردمی، این بعثتی که در آن مقطع زمانی در جامعه اسلامی ما اتفاق افتاده بود، این بعثت کاری کرد به دشمن که دشمن جرات حرکت...

ما اینجور تحولی را در دنیای بشریت کنونی باید ایجاد بشود که این بعثت مردمی امروز جامعه ما، که این بعثتی که امروز اتفاق افتاده در جامعه اسلامی ما و مردم، و عرض کنم که مردم کشور ما الان حضور در می‌آیدین پیدا کردند، در عرصه‌های مختلف پیدا کردن، این خودش بازدارندگی ایجاد می‌کند. البته این سابقه تاریخی هم داره. ما وقتی در تاریخ صدر وارد می‌شیم، ما می‌بینیم که شرایط امروز جامعه ما باهاش درگیره، اتفاقاً این شرایط توی سال پنجم هجری هم پیامبر گرامی اسلام شبیک این شرایط را باهاش درگیر بود. یعنی شما می‌بینید مثلاً در آن مقطع زمانی تمام کفر و شرک و بالاخره استکبار آن مقطع زمانی در شبه جزیره حجاز در مقابل پیامبر صف‌آرایی کرده بود. آیات ۹ تا ۲۷ سوره احزاب این شرایط را به تصویر می‌کشه.

خداوند متعال در این آیات که دشمنان از بالا و پایین و از چهار طرف هجوم آوردند، یک لشکر مجهز که با بالاخره تحریک یهودی‌ها و پشتیبانی یهود، کل یهود و آن مقطع زمانی یهودیان خیبر و حالا سه قبیله، دو قبیله بنی‌نضیر و بنی‌قینقاع که از منطقه مدینه رانده شده بودند، فدکی‌ها و یهود فدک و یهود خیبر، تمام صهیونیسم آن مقطع زمانی آمده بود در میدون و پشتیبانی می‌کرد از مشرکین، پشتیبانی لجستیکی، تمام قبایل هم‌پیمان قریش هم حرکت کرده بودند. این‌ها چالش‌های بیرونی پیامبر بود. از طرف دیگر، قبیله یهودیِ هم‌پیمان پیامبر به نام قبیله بنی‌قریظه، که این قبیله، بنی‌قریظه، هنوز در مدینه حضور داشت و تا آن زمان عهدشکنی نکرده بود که پیامبر از منطقه مدینه او را بیرون... آنان نیز گمان می‌کردند کار پیامبر به پایان رسیده است. خیلی این شرایط، وضعیتی است که مشابه شرایط زمان ماست، یعنی با تمام قدرت آمدن، حتی مثلاً آنها آمدن تمام پهلوانان نامی عرب را هم وارد میدان کردند، به قول امروزی‌ها تمام ناوها و هواپیمابرها و بالاخره ناوهای هواپیمابر و هواپیما و هرچی داشتن، هرچی در توان داشتند. که قرآن به خطاب می‌کند به مسلمانان، می‌گوید شرایط به گونه‌ای بود که شما چشم‌هاتون از ترس مثل اینکه می‌خواهد از حدقه بیرون بزنه، دل‌هاتون کنده شده بود به گلوتون رسیده بود، یک شرایط خاص.

در این شرایط، پیامبر با گرفتاری دیگری نیز روبه‌رو بود: منافقان داخلی که این‌ها شروع کردن آمدن شایعات درست کردن و می‌گفتندد به مردم مدینه که شما لَا مُقَامَ لَکُمْ یَا أَهْلَ یَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَکُمْ، آی مردم مدینه دیگه جای موندن در مدینه نیست. نمی‌خواهم حالا وارد این فضای تاریخی بشم، می‌خواهم عرض کنم در این شرایط که پیامبر گیر کرده نبی مکرم اسلام چند استراتژی به کار برده. یکی از راهبردهای پیامبر، جنگ نامتقارن بود که با پیشنهاد سلمان فارسی، حفر خندق در دستور کار قرار گرفت. راهبرد دیگر پیامبر، مقابله با تحرکات منافقان و به خصوص یهود بنی‌قریظه که خلاف عهد و پیمان کرد، آمد گروه‌هایی ده تا پنجاه‌نفره را نبی مکرم اسلام این‌ها را مأمور کرد به فرماندهی زید بن حارثه که این‌ها بیان شب‌ها در کوچه و خیابان‌های مدینه عرض کنم شعار بدهند و حرکت بکنندد، دلگرمی بدهند به مردم. پیامبر مأموریتی نیز به بانوان مسلمان داد تا هوشیاری خود را حفظ کنند و تحرکات منافقان و یهودیان را گزارش دهند.

اتفاقاً ما یک جریانی داریم به نام یکی از عمه‌های پیامبر اکرم، صفیه بنت عبدالمطلب، که حالا هم در جنگ احد و هم در جنگ احزاب نقش‌آفرین بوده است او در خانه حسان بن ثابت می‌بیند که فردی یهودی در حال جاسوسی است و به حسان بن ثابت می‌گوید: «بلند شو و حساب این فرد را برس»، حسّان بن ثابت می‌گوید خانم من از عهده این آدم بر نمیام، این بانو بلند می‌شود میره و آن فرد یهودی را از بین می‌برد. و به نظر من این بعثتی که امروز توی جامعه ما رخ داده که من می‌گم بعثت بانوان، توی مقطع زمانی ما شاید بیش از ۷۰ درصد جمعیت اجتماعات ما می‌بینیم معمولاً بانوان هستند، حالا در چند شهری که من رفتم لااقل اینجوری من دیدم، نمی‌دانم حالا شاید کل کشور اینجوری نباشد. می‌خواهم عرض بکنم این شرایطی که امروز اتفاق افتاده، خب آن تکالیف بعد هم از آن طرف ما می‌بینیم در آن شرایطی که حالا عمرو بن عبدوَد که تاریخ می‌نویسه آن قدرت برابر با ۵۰ رزمنده را داشت، یعنی از نظر قدرت بدهنده اینجور آدم عجیبی است که وقتی از خندق عبور می‌کند و طی آن جریان خاص که رسول گرامی اسلام امیرالمؤمنان علی بن ابی‌طالب را به مقابله با آقای عمرو بن عبدوَد می‌فرسته، که حالا نمی‌خواهم باز وارد این فضا بشم، ما می‌بینیم که تاریخ نقل کرده که رسول گرامی اسلام دائماً داره ذکر می‌گوید یا عزیز و یا عزیز و یا عزیز و داره دعا می‌کند. و این بیانات امام شهید که توصیه می‌کردند به خواندن ذکر و دعای صحیفه سجادیه، دعای توسل خواندن، سوره فتح و این اجتماعات شما هر شب داره این اتفاقات میفته، اذکاری که داره در این شب‌ها رخ میده. ما این نمونه تاریخ داریم، این سیره پیامبر گرامی اسلام در آن مقطع زمانی بود.

و بالاخره می‌خواهم عرض بکنم این جریانی که امروز در ایران ما اتفاق افتاده که در حال حرکت است به سمت معرفی مکتب تشیع و زمینه‌سازی شرایط برای ظهور منجی و با توجه به آیات متعددی که ما در قرآن داریم و وعده‌های مکرری که خداوند متعال در قرآن کریم داده، این به نظر من این وعده‌ها، البته امتحانات الهی هم امتحانات سختی‌ست، خدا امتحان می‌گیرد. در همان قصه حضرت موسی خیلی قضیک جالبه؛ وقتی که بنی اسرائیل می‌رسند به دریا و از آن طرف دشمنم داره می‌آید، فرعونی‌ها حرکت کردن، تصمیمشون اینه که کل بنی اسرائیل از بین ببرند، با تمام قدرتشون فرعون داره می‌آید، این‌ها رسیدن به دریا. خب حالا به قول ما وقتی که از مصر می‌آیند بیرون خدا به موسی می‌گوید کجا برو، از اینور برو، راست برو، به قول ما حالا با این نرم‌افزارهای نشون میدن راه را، مثل مسیر را به موسی می‌گوید. می‌رسند به دریا، خوب فرعونم داره می‌آید جلو، در آبه پشت سرش فرعونه. خداوند متعال اینجا در این شرایط خاص این‌ها را نگه می‌داره، همان اول به موسی نمی‌گوید عصا را بزن لب دریا، می‌خواهد ایمان را را بسنجه، می‌خواهد ببینه که این مردم این‌هایی که حالا پیروان حضرت موسی هستند این‌ها چقدر در ایمان خودشان استوارند.

یک عده شروع می‌کنند نق زدن: موسی دیدی ما را بدبخت کردی، دیدی ما را بیچاره کردی، دیدی ما را نمی‌دانم، بالاخره ما همان زندگی ذلت‌بار با خواری را قبول می‌کردیم، مثلاً تحت ستم می‌ماندیم اقلاً زنده می‌ماندیم، یک لقمه نونی به ما می‌دادندد بخوریم. بسیاری شروع کردن اینجوری غر زدن. هرچی موسی می‌گوید بابا توکل کنید به خدا، قدرت خدا را باور کنید که قدرت خدا مافوق همه قدرت‌هاست. شما در اندیشه‌های امام راحل که مثلاً آن زمانی که امام راحل می‌گوید آمریکا هیچ غلطی نمی‌بکند، واقعاً بسیاری ترسیدن از این حرف امام، حتی سیاسیون داخل خودمان، حتی انقلابی‌های داخل خودمان. یا این بیاناتی که مقام معظم رهبری داشتن در باره اینکه آمریکا هیچ کاری از دستش برنمی‌آید و آینده روشن خواهد بود، این مسیر را خب بسیاری می‌ترسیدن بسیاری آن زمان، ولی این نشون‌دهنده عمق معرفتی مرحوم امام و توکلی بود که مرحوم امام و امام شهید داشتن به عنایات و تفضلات خدا. هرچی موسی به این قوم می‌گفت ولی خب یک عده سست‌ایمان، خدا خوب ایمان را را که سنجید، خوب که همه کار انجام شد، آن وقت به موسی گفت عصا را بزن لب دریا.

حالا باز عصاشو زده لب دریا، می‌گوید خب برید، و می‌گویند: در آن مسیر نیز بهانه‌جویی می‌کنند، آب به سوی ما بازخواهد گشت که حالا شرایطی را هی یکی یکی خواستن، را بالاخره موسی و از خدا خواست و زمین خشک شد و حائل ایجاد شد و ۱۲ راه درست شد. و من می‌گم که حتی فرعون شاید بیش از بنی‌اسرائیل به قدرت موسی ایمان داشت اما آن تبخترش نمی‌ذاشت که از آن خدایی خودش دست بکشه. شما ببینید بنی اسرائیل هزار تا بهانه گرفتن تا از این آب عبور از این مسیر عبور کردن، فرعون بدون معطلی وارد این مسیر شد و بعد خب آب‌ها فروریختند. می‌خواهم عرض بکنم که در این شرایطی که امروز جامعه ما قرار داره خدا داره ایمان را را می‌سنجه، خدا داره آن استقامت جامعه ما را [می‌سنجه]. و شاید این شرایطی که الان به وجود آمده برای ما، این شرایط، وضعیتی است که داره بیداری در دنیای بشریت درست می‌کند.

بالاخره مردم دنیا سؤال می‌کنند این ایران چی می‌گوید، این مکتب چی می‌گوید، وعده‌اش چیست، چه جوری می‌توانند این مردم تحت این همه فشار مقاومت بکنند و استقامت بکنند، این‌ها چه ایمانی دارند و از چه مکتبی پیروی می‌کنند. مردم دنیا که امروز از همه مکاتب مادی دنیا بریدن، مکتب کمونیست به زباله‌دان تاریخ رفت، مکتب لیبرالیسم و دنیای غرب امروز به جایی رسیده که نمی‌تواند بشریت را راهکاری به بشریت معرفی کند که بشر را نجات بده، امروز دنیای سرمایه‌داری مردم را تحت فشار قرار می‌دهد. این شرایطی که امروز در جامعه ما به وجود آمده که داره این اندیشه امامت و مهدویت را به دنیا معرفی می‌کند، این بعثتی که اتفاق افتاده، این ذکرها و ادعیک‌ها و این جنگ نامتقارنی که امروز را نظام ما در نیروهای مسلح ما در پیش گرفتن، این‌ها در حال حرکت است به سمتی که یک بازدارندگی ایجاد بکند، این بازدارندگی به گونه‌ای بشود که دیگه هیچ دشمنی نتواند نگاه چپ به مکتب ما و کشور ما و دین ما داشته باشد.

حتی جوامع مسلمان مذاهب دیگه هم دارن مردم بیدار می‌شوند، کم‌کم بیدار می‌شوند و بالاخره می‌شونداسن این سران خبیث خودشان را که این‌ها با نام اسلام دارن چه خیانتی به اسلام می‌کنند. این‌ها آن خیلی وعده وعده می‌ده و بالاخره ما ان‌شاءالله داریم میریم به سمتی که این انقلاب ما در حال حرکت است به سمتی که ان‌شاءالله زمینه‌های ظهور را فراهم بکند. تحولات هم به سرعت در حال رخ دادن است در دنیای بشریت؛ شما در جوامع مختلف این تحولاتی که امروز در قاره اروپا شما می‌بینید، در آفریقا می‌بینید، عرض کنم که قاره آمریکا می‌بینید، در قاره آسیا می‌بینید. ما امروز مثلاً شاید قبل از پیروزی انقلاب ما حتی شاید تعداد مسلمان در بعضی از کشورهای آفریقایی یا کشورهای آسیای شرق شاید تعداد مسلمان تعداد اندکی بود اما الان امروز میلیون‌ها مسلمان در کشورهای مختلف دارند مسلمان، آن هم با پیرو مکتب تشیع. این‌ها همه آثار و برکات معنوی‌ست که این انقلاب در جامعه خودش داره بر جای می‌گذاره.

اما یک نکته‌ای که من می‌خواهم یک بحثی را بگم، یک تکلیفی را به برای حالا آن چیزی که من به ذهنم میرسه عرض بکنم که ما امروز چه تکلیفی داریم. ببینید وجود نازنین امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیانی دارد می‌فرمایند إِنَّ لِی فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةً حَسَنَةً. برای من امام زمان در دختر رسول خدا، نمی‌گوید در مادرم حضرت زهرا، نمی‌گوید در مادرم حضرت زهرا، می‌گوید در دختر رسول خدا اسوه نیکویی قرار [دارد]، اسوه نیکوی من دختر رسول خداست. خب ببینید جامعه بشری از نگاه قرآن نیاز به الگو دارد. شما اصلاً این امری عقلایی است، یک مثلاً کسی می‌خواهد خیاطی هم بکند نیاز به داره دیگه، این الگویی که بالاخره میری کلاس خیاطی الگو بهت میده، می‌گوید اگر خواستی مثلاً این لباس را بر اساس این الگو بدوزی یا می‌گوید بر اساس این الگو تو می‌تونی این لباس را بدوزی. اساساً از نظر اسلام یکی از روش‌های اسلامی... من می‌خواهم برسم به شرایط امروزا که ما امروز چه تکلیفی را داریم برای تبلیغ اندیشه مهدویت با توجه به این فرمایشی که امام زمان گفته، فرموده که خود خداوند متعال برای ارائه برنامه زندگی و ارشاد به کمالات و مقامات معنوی و تکامل بشر الگو معرفی کرده.

ما دو آیه داریم: یکی آیه ۲۱ سوره احزاب که خداوند متعال یک الگویی را مطرح کرده: لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا. می‌گوید ما رسول الله را برای شما اسوه قرار دادیم. در آیه ۴ سوره ممتحنه یک الگوی دیگری را خداوند متعال مطرح می‌کند می‌فرماید: قد کانت لکم اسوة حسنة فی ابراهیم والذین معه. می‌فرماید ما برای شما حضرت ابراهیم و آن کسانی که از همراه مرام و مکتب حضرت ابراهیم هستند این‌ها را برای شما اسوه قرار دادم.

خب امام زمان سلام الله علیه‌السلام که البته از برخی از ائمه دیگه هم باز این الگو بودن دختر رسول الله و حضرت زهرا سلام الله حساب بیان شده. چرا می‌گوید اسوه من زهرای مرضیه است، چرا نمی‌گوید مادرم حضرت زهرا، چرا می‌گوید که دختر رسول الله؟ اینجا بعضی‌ها آمدن یک تحلیلی را مطرح کردن، گفتن خب حضرت زهرا بر اساس روایاتی که از پیامبر آمده که می‌گوید فاطمه پاره... یا روایات متعددی که ببینید مثلاً شما خیلی در این فراز حدیث کسا دقت بکنید؛ وقتی جبرئیل امین از خدا می‌پرسه کیانن این‌هایی که زیر کسا قرار گرفتن، خدای متعال چی می‌گوید؟ می‌گوید هُمْ فَاطِمَةُ وَأَبُوهَا وَبَعْلُهَا. ایام فاطمیه است دیگه، فاطمه محوره. یا در آن حدیث قدسی که می‌گوید لَوْلَاکَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاکَ، وَلَوْلَا عَلِیٌّ لَمَا خَلَقْتُکَ، وَلَوْلَا فَاطِمَةُ لَمَا خَلَقْتُکُمَا. یا در آن حدیث معروف که می‌گوید که إِنَّ اللَّهَ لَیَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ، یعنی غضب فاطمه ملاک برای خدا، خدا غضب می‌کند آنجایی که فاطمه غضب می‌کند وَیَرْضَىٰ لِرِضَاهَا، رضایت فاطمه رضایت الهی پشت سرش خودش داره. بر اساس این فرمایش که حالا زیاد ما داریم آیاتی که داریم إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا، آیات متعددی که در شان صدیقه طاهره فاطمه زهرا، آیه اطعام، آیات به مسکین و یتیما و اسیرا انکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء... آمدن گفتن که زهرای مرضیه چون از نظر عملکرد... چون یک روایتم نقل از عایشه در روایات متعددی ما از طریق شیعه و سنی داریم، من این روایتم بخونم خدمت شما؛ عایشه می‌گوید مَا رَأَیْتُ أَحَدًا أَشْبَهَ سَمْتًا وَدَلًّا وَهَدْیًا وَحَدِیثًا بِرَسُولِ اللَّهِ فِی قِیَامِهَا وَقُعُودِهَا مِنْ فَاطِمَةَ. می‌گوید من شبیه‌تر از فاطمه به پیامبر در راه رفتن، آرامش، وقار، سیرت، سخن گفتن، ایستادن و نشستن ندیده‌ام.

گفتند چون فاطمه می‌شود والذین معه، فاطمه می‌شود مثل وجود رسول گرامی اسلام، پاره تن رسول الله. لذا از این باب امام زمان که می‌گوید اسوه من دختر رسول الله هست در واقع داره اسوه خود رسول الله را معرفی می‌کند. این یک نظر است. می‌خواهم چند دیدگاه بگم، آن دیدگاهی که حالا من به نظرم میرسه به درد امروز جامعه می‌خورد، آن دیدگاه را هم خدمت شما عرض بکنم.

این یک دیدگاه است. می‌گوید که زمانی که امام زمان ظهور می‌کند بیعت هیچ ظالمی به گردنش نیست و زهرای مرضیه با هیچ ظالمی بیعت نکرد، این دیدگاه معتقد است که امام زمان این فرمایش را به همین دلیل بیان کرده‌اند.. نظر دیگری می‌گوید که خب امت رسول الله خیلی ظلم کردن به زهرای مرضیه، یعنی اما حضرت زهرا دست از هدایت برنداشت. امام زمان هم امروز هزار و صد و نود و سه سال در دوره غربت به سر می‌برد، یعنی ما مظلوم‌تر از امام زمان نداریم. این همه نامهربانی امت را می‌بیند، این همه خطاها را می‌بیند، این همه لغزش‌ها را می‌بیند، این همه عرض کنم که بی‌وفایی‌ها را از امتش می‌بیند. بالاخره ما از نظر اعتقادی ما معتقدیم که امام زمان شاهد و احوالات تک تک افراد بشر هست، اما این همه ناملایمات را می‌بیند، در نهایت غربت دست از هدایت برنمی‌داره. بعضیام آمدن از این زاویک نگاه کردن، گفتن چون زهرای مرضیه با آن همه ظلم‌ها، آن شب که دعا می‌کند و مجتبی می‌گوید من منتظر بودم مادرم حضرت زهرا یک دعا در حق خودش و مظلومیت خودش بکند، بعد آن جمله معروف حضرت صدیقه که اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَا هُوَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّی را امام مجتبی (علیه‌السلام) نقل می‌کند، یک نقل دیگه می‌گویند که این... چون این بیانی که امام زمان می‌فرمایند إِنَّ لِی فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةً حَسَنَةً، این مناظره‌ای بوده بین یک شخصیتی به نام آقای ابن‌ابیانه در مسئله جانشینی امام حسن عسکری (علیه‌السلام) با جمعی از شیعیان. شیعیان برمی‌دارند نامه می‌نویسند به امام زمان، امام زمان بعد از دعای... دعا و طلب عافیت و یک سری عرض کنم که دعاها برای عاقبت بخیر شیعیان، آنجا این جمله را می‌فرمایند ان لی... آنجا می‌نویسند به دست مبارک، حسنة.

خب یک بیانی دارند، یک تحلیلی دارند که می‌گویند که امام زمان می‌گوید که من اگر مجاز می‌بودم حقایق و بطن امور را در این مقطع زمانی برای شما آشکار می‌کردند اما مجاز به این کار نیستم، یعنی از قدرت مافوق مثلاً ماده و ماورایی... شما می‌بینید زهرای مرضیه هم از این مسیر استفاده نکرده و حضرت یک آه می‌کشید و همه آنان نابود می‌شدند. شما ببینید در قصه‌ای که حضرت زهرا می‌آید مسجد و می‌بیند شمشیر بالا سر حضرت امیره، هنوز نفرین نکرده اما ستون‌های مسجد شروع می‌کند لرزیدن که بعد ایشون آن نفرین را انجام نمی‌ده. اینم یک تحلیله که اینجا بیان شده.

اما یک نکته‌ای که به نظر من می‌آید خیلی قابل توجه هست و به درد امروز جامعه ما می‌خورد و به درد تمام کسانی که توان دارند در این مسیر. ببینید تمام انبیا ما در ۱۲۴ هزار پیامبر که مبعوث به رسالت شدند و تمام امامان ما، فقط یک استثنا درباره حضرت داوود داریم؛ همه انبیا و امامان ما، با وجود آگاهی از باطن امور و حقایق، از این علم استفاده نکردند. در همین مسئله هم امام زمان می‌گوید اگر مجاز بودم حقایق را آشکار کنم، یعنی خیلی از مسائل پشت پرده را آشکار بکنندد، این کار را می‌کردند. خب اینو داشته باشین.

شما می‌بینید مثلاً امام حسین علیه‌السلام وقتی که مثلاً حضرت ابا عبدالله الحسین، زمانی که زعفران می‌آید رئیس اجنه از آقا اجازه می‌خواهد برای ورود، آقا می‌گوید نه. من معتقدم مثلاً اینکه علی اکبر از میدان برمی‌گرده درخواست آب می‌کند، آن می‌داند، آن که بچه که نیست ۲۸ سالشه، اشبه الناس خلقا و خلقا به رسول الله، اما حضرت علی اکبر می‌داند مقام، می‌داند در خیمه‌ها چه خبره، می‌داند مقام باباش چیک، بدون امام اگر اراده بکند می‌تواند آب مهیا بکند، می‌آید درخواست می‌کند از اینکه ببینه آیا امام حسین صلاح می‌داند این کار را بکند یا نه. بعد که پاسخ می‌گیرد برمی‌گرده. از باطن و پشت‌پرده امور، یعنی از قدرت ماورایی خودشان هیچ امامی استفاده نکردن، امیرالمؤمنین هم استفاده نکرده، خود رسول الله اینکه قرآن می‌گوید قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ، پیامبر به امتش می‌گوید آقا من یک آدمی هستم مثل شما، منم بر اساس ظواهر و امور حکم می‌کنم. این سنت در میان ائمه وجود دارد، امام زمان هم تا زمان ظهور این سنت برایش وجود داره، نمایندگان امام هم بر اساس این سنت.

شما مثلاً تصور بکنید اگر خیلی از مطالبی که امروز برای مردم ما روشن شده، امام شهید شاید ۲۰ سال پیش می‌دانسته، ۳۰ سال پیش می‌دانسته، شما در پیام‌هایی که می‌دادند مشخص بود که امام شهید خطر را می‌بیند که ممکنه مثلاً ۲۰ سال بعد چه خطری جامعه ما را تهدید بکند. اگر امام شهید قرار بود این پشت پرده‌ها را علنی بکند، موانع را علنی بکند، متهم به دیکتاتوری نمی‌کردند. اگر بعضی از چهره‌هایی که امام شهید اگر آن زمان برخی چهره‌ها را معرفی می‌کرد، مردم او را متهم نمی‌کردند، زیرا قرار نبود چنین اقدامی انجام شود. حالا اینو داشته باشید.

پس از ظهور، حکومت امام زمان بر این اساس خواهد بود که خیلی از حقایق را امام زمان برملا می‌کند، چون آن بصیرت در جامعه ایجاد شده، یعنی مردم پذیرا هستن، مردم دیگه امام زمان را متهم... مثلاً خیلی از مسائل نمی‌کنم، آن بصیرت جهانی ایجاد شده، چون مردم بر اساس بصیرتشون شرایطی را ایجاد کردن که زمینه‌های ظهور فراهم شده، درست شد.

حالا می‌خواهیم برسیم به اینکه اسوه حسنه را از کجا می‌توان این الگو را دریافت؟. ببینید در دوره بعد از رحلت نبی مکرم اسلام، امیرالمؤمنین از نظر مکتب ما خلیفه بلافصل امام بعد از رسول الله است. علی در چه جایگاهی قرار دارد؟ در همین قالب همین تعهدی که انبیا و اوصیای انبیا با خدا دارند. علی نمی‌تواند خیلی حرفا را بزنه، علی نمی‌تواند خیلی پشت پرده‌ها را بیان بکند. اما زهرا که اینجور عهدی نداره، که زهرای مرضیه اینجور تعهدی نداره. اینکه امام زمان می‌گوید اسوه حسنه من مادرم حضرت زهراست، از این زاویک نگاه می‌کند که من در آن مقطع زمانی خیلی از حقایق را برملا می‌کند، خیلی از پشت پرده‌ها را بیرون می‌ریزن. آن زمان فقط در مقطع زمانی پس از ظهور این اتفاق می‌افته، امام زمان آنجا تعهد نداره. لذا شما می‌بینید زهرای مرضیه وقتی ورود می‌کند به عرصه دفاع از حریم امامت و ولایت جانش را در این راه می‌ده. لذا شما می‌بینی آن جریانی که نمی‌خواهد این حقایق برای مردم آشکار بشود، در آن مقطع زمانی، در مقابل آنان چه کسی قرار داشت؟ دختر رسول الله. به نظر من زهرای مرضیه...

حضرت صدیقه را ترور کردند و به شهادت رساندند برای اینکه از سر راه برش دارند، هرچه آمدند التماس کردند به حضرت صدیقه. شما در همان مقطع زمانی عملکرد حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) را که شما نگاه می‌کنید می‌بینید حضرت صدیقه در بعضی از مثلاً جریاناتی که ورود کرد، مثلاً در قصه دفاع از حریم، قصه دفاع از فدک، حضرت صدیقه چرا اینقدر شدید وارد می‌شود؟ استدلال می‌کند که بابا اصلاً این مال، مِلک شخصی رسول‌الله نبوده است. بعد آن‌ها مستند می‌کنند مثلاً به یک روایتی که از پیامبر نقل می‌کنند که نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُورَثُ. من معتقدم در آن خطبه‌ای که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می‌خونه یک سری پشت پرده‌ها را داره را می‌کند، چون آقایون مسیری را دارن حرکت می‌کنند که قرآن را تحریف کنن. شما در مناظره حضرت صدیقه با... عرض کنم که مناظره حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) با خلیفه اول. ببینید حضرت صدیقه چیکار می‌کند؟ می‌گوید مگه شما نشنیدید از پدرم که پدرم فرمود بعد از من نسبت‌های دروغ به من زیاد داده می‌شود، اگر کلامی به من نسبت داده شد اینو به قرآن عرضه بکنید. این روایتی که نقل می‌کنید، کسی نشنیده است غیر از اینکه حالا راویش خودتی، البته بعد دو سه راوی دیگه هم درست شد که حالا من نمی‌خواهم وارد این فضا بشم، دیگه استاد معظم و بزرگوار متخصص این حوزه هستند. بعد حضرت می‌آید می‌گوید که خب این روایت با آیات قرآن در تضاد است، وقتی حضرت زکریا به خداوند متعال عرض هَبْ لِی مِن لَّدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً... تا اینکه چی، یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ، یا آن آیه‌ای که می‌فرماید وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ. خب اینجا زهرای مرضیه باید پشت‌پرده‌ها را آشکار کند، یعنی بیاد با این جریان انحرافی که در مسیر تعریف قرآن حرکت کرده مبارزه بکند، با جریان انحرافی که حقانیت امامت را داده زیر سؤال، مبارزه بکند.

می‌خواهم چه الگویی بگیرم؟ عزیزانی که در جلسه ما حضور دارند، هم حضور حضوری خدمتشون هستیم و هم در فضای مجازی در خدمتشون هستیم. ببینید، ما اکنون همگی به‌نوعی تریبون در اختیار داریم، حالا کلاس داریم، در جامعه به عنوان شما عزیزان فرهیختگان جامعه حضور دارید. ببینید الان مقام معظم رهبری بر اساس همان زمان ظهور این مسیر باز نمی‌شود، بر اساس همان مسیر ما که می‌خواهیم اسوه حسنه‌مان زهرای مرضیه باشد، بر اساس این فرمان باید بالاخره الگو داشته باشیم. گرچه حالا ظرفیت من مثل ظرفیت نعلبکی می‌ماند در مقابل یک اقیانوس، ظرفیتی از این دست دارم در مقابل شاید اصلاً نشه اصلاً اسمی برد در مقابل عظمت وجود نازنین حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) و حضرت رسول گرامی اسلام، اما لااقل این نعلبکی من یک مقدار به قدر همان ظرفیت خودشان آب را برداره از آن اقیانوس عظمت وجود نازنین حضرت صدیقه. هرکس در حد توان خود. امروز شاید مقام معظم رهبری یا مثلاً در دوره امام یا در دوره امام شهید خب آن‌ها نتونن خیلی از حقایق را مطرح بکنند، خیلی از مسائل را مطرح بکنند. آن جهادی که زهرای مرضیه پرچمش را برداشت بعد از رحلت و شهادت حضرت رسول، آن جهاد تبیین، امروز تکلیف ماست. ما که آن عهد را نداریم، ما مسئولیتی نداریم در این زمینه و این اسوه حسنه شاید از این باب بشود قابل تحلیل باشد.

این نکته‌ای که حالا من عرض می‌کنم، می‌خواهم عرض بکنم که بالاخره البته این اندیشه امامت و مهدویت که حالا در مکتب تشیع مطرح می‌شود، ما مثلاً از خود وجود نازنین رسول گرامی اسلام ما سه جور روایت داریم. که در یک روایت می‌فرماید اوصیای من ۱۲ نفرند همگیشون از قریش. در یک دسته از روایات رسول گرامی اسلام می‌فرمایند اوصیای من ۱۲ نفرن اولم علی و آخرهم ولدی المهدی. در یک دسته از روایات که جابر بن عبدالله انصاری نقل می‌کند رسول گرامی اسلام نام تک تک امامان را می‌برد. و علت اینکه حالا شما همه امامان معصوم را ببینید، ما در تاریخ اسلام وقتی در تاریخ امامت و تاریخ تشیع بحث می‌کنیم می‌بینیم موضوع مهدویت یک موضوع قابل... قابل تأملی است که ائمه معصومین به خصوص روی این موضوع بالاخره در جهادی که انجام می‌دن جامعه را دارن آماده می‌کنند. ما به خصوص از دوره امام صادق (علیه‌السلام) به بعد که امام صادق با آن به تشکیل سازمان وکالتی که داره و بعد امام کاظم علیه‌السلام... به گونه‌ایست اندیشه ولایت در مکتب اهل‌بیت عصمت و طهارت که خلفای عباسی این همه ضدیت دارند و این همه نقشه می‌کشند، به خصوص از دوره امام رضا و امام جواد (علیهماالسلام)... یکی از اهداف مامون همینه قضیک که بتونه جلوی مسیر مهدویت، مسیر موعود جهانی را ببنده، توی یک مسیری داره حرکت می‌کند، چون عباسیان با روایات پیامبر آشنا. موضوع مهدویت یک موضوعیست که حالا ما در محضر استاد بزرگوار داریم. خب این اندیشه، اندیشه‌ایست که به نظر من این اندیشه بعد از تلاش بزرگان دین، ائمه معصومین... من شاید بگم اینجور عرض بکنم که از زمان خلقت حضرت آدم، موضوع مهدویت مطرح بوده است و این اندیشه در مقطعی از زمان به شکل یک حکومت درآمده است که این حکومت در حال حرکت است برای اینکه این الگویی که بالاخره غایت خلقت عالم امکان هست این الگو را به جامعه بشری...

خدا حفظ کنه آقای قرائتی را، یک روزی در مسجد دانشگاه یک جمله‌ای می‌فرمود، می‌فرمود وقتی می‌خواهید دعا کنید فقط دعای برای رفع گرفتاری‌های مسلمانان نباشد، ما الان سه چهارم جمعیت دنیا غیر مسلمانه، دعا کنید خدا زمینه‌های هدایت این‌ها را فراهم بکند، آن کسی که مثلاً اصلاً خدا را نمی‌شونداسد، دعاتون دعای فراگیر باشد. بعد ایشون استدلال می‌کرد می‌گفت این‌ها از معصومین یاد بگیرید، شما در دعای دعای ماه مبارک رمضان ببینید می‌گوید اللهم اشف کل مریض، اللهم اکس کل عریان، همش با کل کل کل کل. بالاخره این به نظر من این اندیشه امامت و مهدویت که ریشه در تاریخ بشر داره، در ادیان الهی، انقلاب ما در حال حرکت است به سمت اینکه این اندیشه فراگیر بشود، به دنیا معرفی بشود، به جامعه بشری معرفی بشود و ان‌شاءالله بره برای اینکه زمینه‌سازی ظهور را... من فکر می‌کنم دیگه یک خورده زیاد صحبت کردن، البته بحث زیاده، من آیات متعددی را از قرآن کریم نوشته بودم که اینجا عرض بکنم منتها یک مقدار به نظرم می‌آید شاید هم جلسه است شده باشد و شرایط مهیا نباشد. ما محضر اساتید معظم و بزرگوار هستیم، اگر سوالی داشته باشندد در فضای مجازی یا اساتیدی که اینجا حضور دارند ما می‌توانیم خدمتشون باشیم.

چگونگی تحقق این مسئله تا حدودی روشن است، به هر حال شاید من نتونستم درست برسونم. ببینید در باب فرمایش شما درست، منتها هم امام راحل و هم امام شهید و مقام معظم رهبری، بالاخره آن‌ها یک به خاطر آن عرفان و معنویتی که دارند بالاخره یک سری الهامات بهشون می‌شود. ما مثلاً در انقلاب، من دقیقاً یادم می‌آید روز بیست‌ویکم بهمن‌ماه یک جریانی، چون مرحوم ابوی ما هم خودش جزء... از زبان آقای طالقانی نقل می‌کرد که وقتی حکومت نظامی از ساعت ۴:۳۰ اعلام شد، بالاخره ما معتقدیم که امام زمان داره هدایت می‌کند، امام زمان هم بالاخره از طریق نمایندگان خودشه دیگه. نقل می‌کنند امام رفت داخل اتاق دو رکعت نماز خوند آمد بیرون گفت اعلام کنید حکومت نظامی نداریم. من با وجود جمعیت زیاد تهران، هنوز این شهر را به شلوغی آن روز ندیده‌ام، حتی شبای عید، اصلاً ما مادرم را با پدرم به کوچه آوردیم، دیگه هیچ‌کس در خونه نمونده بود. بعد نقل می‌کنند آقای طالقانی به امام زنگ می‌زند به امام که آقا شما می‌دانید این حکم شما یعنی چی؟ این حکم شما یعنی این‌ها حکومت نظامی، حکم تیر دارند، چند میلیون آدم کشته می‌شود. امام می‌فرماید اعلام کنید حکومت نظامی نداریم. وقتی آقای طالقانی خیلی اصرار می‌کند امام می‌گوید اگر این حکم، حکم من نباشد شما چی می‌گید؟ گوشی از دست آقای طالقانی افتاد، ببینید آقای طالقانی نتونسته بود حرف بزنه.

 

سوال جناب آقای دکتر سلیمانی (مدیر گروه انقلاب و اندیشه سیاسی اسلام و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران):

در صحبت های شما اشاره شد به اینکه حضرت امام و مقام رهبری دارای یک علمی هستند که برای هر شخص قابل تصور و دستیابی نیست. این علم چگونه و از کجا پدید آمده؟

پاسخ جناب آقای دکتر قاضوی:

ببینید، نواب عام امام زمان به‌واسطه ارتباطی که دارند، خیلی از حقایق را از این طریق، نه از آن طریقی که علم لدنی و علم افاضه‌ای و علمی که خداوند متعال در اختیار معصوم قرار می‌ده، به خاطر آن عرفانی که دارن، به خاطر آن علمی که دارن، به خاطر آن جایگاهی که دارن، هدایت‌های الهی و آن الهامات، بعضی از حقایق را و به خاطر اطلاعات مختلفی که از اقصا نقاط اطراف و اکناف به آن‌ها می‌رسد، اما این اطلاعات در اختیار من فرد عادی جامعه قرار نگرفته. من نمی‌شناسم مثلاً فلان فردی که الان مثلاً بعداً معلوم بشود که این پناهنده وقتی شد به آمریکا و اروپا و بعد معلوم شد اسناد منتشر شد که این جاسوس از آب درآمده، آن روز که این فرد شعار می‌دهد من نمی‌شناسمش. اما اگر بخواد مثلاً می‌خواست آقا که اطلاعات داشت اعلام می‌کرد مثلاً آقای زید و آقای عمرو، این جاسوس مثلاً. آن زمان حالا من یک شخصیت را اسم ببرم مثل بنی صدر، مثل بنی صدر، مرحوم پدرمان می‌گفت که امام فرموده بودن من از اول هم موافق این شخص نبوده، من از اول هم موافق این شخص نبودم. امام او را می‌شناخت، اطلاعات داشته، اما امام نمی‌تواند اقدامی بکند، امام نمی‌تواند آن روز علنی بکند، اگر خب محکوم به دیکتاتوری نمی‌شد، همین مایی که نمی‌شونداختهیمش، امام را محکوم به خیلی چیزاش نمی‌کردیم. امام چه زمانی بنی‌صدر را عزل کرد؟ زمانی که خرابکاریاش معلوم شد، مردم شناختنش، بعد نمایندگان مردم رأی به عدم کفایت سیاسی او دادند، امام عزلش کرد، یعنی حکم تنفیذ او را پس گرفت. من منظورم اینه که مثلاً شاید خیلی از شرایطی که امروز مثلاً مقام معظم رهبری در بیانات چند شب پیش آقای محسن رضایی هم بود دیگه که آقا آن چنان از جزئیات این کشور اطلاع دارند که محسن رضایی تعجب می‌کند، این اطلاعات چه جوری به دست آقا... خیلی از مسائل را می‌داند، خیلی از حقایق را می‌داند، اما نه شاید از آن مسیر علم لدنی، بالاخره از عنایات و تفضلات الهی و الهامات و ممکنه هدایت‌ها، نمی‌دانم، من به طور قاطع نمی‌توانم بگم، ولی می‌گم لطف خدا اقتضا می‌کند که این جامعه بر اساس هدایت‌های... چون امام زمان با ما داره زندگی می‌کند، با ما داره زندگی می‌کند، زمانی که حضرت ظهور می‌کند مردم می‌گویند...

نمی‌دانم توانستم به پرسش شما پاسخ بدهم یا نه. حضار محترم اگر پرسشی هست در خدمتیم. اگر کسانی که به‌صورت برخط در جلسه حضور دارند پرسشی دارند، میکروفون فعال است، ظاهراً میکروفونتونم فعاله. دوستان اگر سوالی داشته باشید... یک سوالی بود آقای دکتر سلیمانی پرسیدن که این حقایق امور که هست شاید مثلاً بیان من جوری بود که تلقی این بود که مثلاً نایب امام دارای علم افاضه‌ای بوده است، نه من همچین ادعایی ندارم. ببینید بالاخره من عرض کردم باید جامعه بشری زمینه ظهور درش فراهم بشود. من مثالی که زدم مثال یازدهم دوازدهم بهمنو زدم، می‌خواستم یک تمثیلی درست بکنم. باید جامعه بشری از مکاتب مادی دنیایی و این مکاتب انحرافی بالاخره به مرحله بن‌بست می‌رسند و دنبال یک منجی می‌گردند. این انقلاب... حالا ما در آقای دکتر در ذهنم می‌آید در اوایل انقلاب که می‌گفتندد پیروزی انقلاب زمان ظهور را جلو انداخت. ما در برخی از روایات از امام صادق داریم وعده‌هایی که در رابطه با انقلاب ما و پیروزی انقلاب ما داده شده. این‌ها هم در برخی از روایات ما هست که رجل من اهل... من اهل قم که بعد حالا آن روایت الان دقیقاً در ذهنم نیست، که مردانی همچون پاره‌های آهن گرد او جمع می‌شوند و این وعده‌ها در روایات ما هم داده شده. ما از زمینه... حالا از نقلی نمی‌خواستیم استفاده کنیم، ما می‌خواستیم از نظر حساب مسیری که قرآن تعیین کرده و وعده‌هایی که خداوند متعال داده آمدیم، از این مسیر آمدیم به مرحله‌ای رسیدیم و گفتیم این انقلاب در حال معرفی آن مسیر به جامعه بشریت معرفی می‌کند. و این بعثت... اینکه امام شهید یک بیانی دارند قبل از شهادتشون که اگر دیگه اتفاقی برای این کشور بیفته مردم خودشان مبعوث می‌شوند و کار را تمام می‌کنند. بالاخره این بعثتی که امروز در ایران اتفاق افتاده، در حال سرایت به دیگر جوامع است.

شما امروز برید ببینید اگر این قدرت‌های اهریمنی و این بالاخره زور قدرت‌های اهریمنی نبود امروز جامعه بشری یک جور دیگه عمل می‌کرد. بالاخره این شرایط در حال حرکت است این مکتب را داره به دنیا معرفی می‌کند و این مکتب به سرعت به صورت تصاعدی در حال گسترش است. شما مثلاً در یک کشوری مثل حالا اسم ببریم نیجریه که آقای زکزاکی یک طلبه تربیت‌یافته مکتب قم دیگه، یعنی در حوزه قم درس خونده، خب این طلبه رفته الان چند میلیون شیعه در آنجا. وقتی این مکتب اعلام می‌شود و مسیر مشخص می‌شود و این روایات و تفسیر قرآن از نظر مکتب تشیع، مردم دنبال حقیقتن، طالب حقیقتن. شما در کشور مثلاً کشورهای آسیای شرق مثل اندونزی، مثل مالزی، مثل جاهای دیگه، شما وقتی نگاه می‌کنید این گرایش به اسلام چگونه است؟ ما مثلاً نمونه‌هایی داریم در همین مسجد دانشگاه، مثلاً دانشجوهای ژاپنی که آمده بودند اینجا درس خونده بودن، در همین مسجد دانشگاه مسلمان و شیعه شدند. این مکتب وقتی که مردم می‌فهمن و معرفی می‌شود و به دنیا اعلام می‌شود، اتفاقاً می‌گوید عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. این جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه به نظر من، حالا درسته صدمات داشتن، ما مصیبت‌های سنگینی دیدیم، امتحان... امتحان گرفتن، اما این برکتش اینه که در حال حرکت است این مکتب را معرفی کنه.

سخنان جناب آقای دکتر اسحاقیان درچه:

تشکر از محضر جناب استاد قاضوی که در این نشست، بحث اندیشه امامت و مهدویت به‌عنوان نظام آرمانی در الگوی پیشرفت انقلاب اسلامی را ارائه فرمودند و به پرسش‌های حضار گرامی پاسخ دادند. بنده با اجازه استاد چند محور اصلی را که فرمودند خلاصه‌نویسی کرده‌ام و آن را ارائه می‌کنم، بعد از آن اگر نکته‌ای باشد که در خدمتیم؛ در غیر این صورت این نشست را می‌توانیم پایان بدهیم. خب جناب استاد فرمودند، یکی شاخصه‌های این الگوی پیشرفت یا محورهای الگوی پیشرفت را یکی بحث غلبه جهانی با توجه به آیات استخلاف و امنیت همه‌جانبه که در آیه ۵۵ نور مطرح می‌شود و آیات دیگر و دیگر آیات را مطرح فرمودند. یکی با توجه به پیوند صدر اسلام یعنی سیره حضرت رسول با شرایط فعلی تا دوران ظهور را این پیوند را به زیبایی از تاریخ اسلام فرمودند، چنانکه در روایت خود حضرت بقیة‌الله الاعظم هم داریم که إِنِّی وَسِیرَتِی سِیرَةُ جَدِّی، یعنی من هم آن سیره و روشم به همان شکل سیره حضرت رسول است. استاد، مسئله تقابل پیامبر اعظم با جبهه مقابل را مطرح فرمودند، خیلی مهمه که در الگوی پیشرفت انقلاب اسلامی باید در تقابل با نسخه‌های شرق و غرب برای گفتن باشد، که این تقابل را حالا با توجه به اینکه در آستانه سیزدهم آبان هم هستیم، روز ملی مقابله با استکبار جهانی، این تقابل هم در صدر اسلام مشهود است و هم در دوران ظهور که فرمودند روایتی که حضرت که می‌آیند لم یکن له عهد... عهد و بیعت... یا عقدی، یعنی بیعتی بر گردن ایشون نیست، در هیچ پیمان ظالمانه شریک نیستند، چنان که اوضاع امروز جهان را می‌بینیم، حتی سازمان‌های جهانی، شورای امنیت، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، شما عملاً در خدمت ظلم‌اند، یعنی بیعت و همراهی با این‌ها جهان را به سمت ظلم بیشتر برده. یک شاخصه مهم دیگری که استاد فرمودند مردم‌پایه بودن این حرکت هست، این نهضت مردم‌پایک، خب که حضور مردم، بعثت مردم در دوران حضرت رسول و بیعت‌هایی که انجام می‌دهند تا دوران امام عصر که باز این بیعت‌ها هست، انقلاب اسلامی که ما می‌بینیم و حضور مردم برای مقابله با همان استکبار و تقابل با اندیشه‌های باطل، چون در روایت مربوط به مهدویت هم داریم که لَا یَظْهَرُ هَذَا الْأَمْرُ إِلَّا... حروف است ولی معنیش یکیک، یعنی باید مردم مأیوس بشوند دنیا از این نسخه‌های لیبرالیسمی سکولاریسم، عرض کنم خدمت شما، این‌ها مأیوس بشوند بیان به سمت وحی برگردند، و الان همین اتفاقی که افتادم فرمودند در کشورهای اروپای غربی می‌بینیم که مردم با همه این امکاناتی که فراهم شده از امکانات رفاهی و امید، یأس مردم را از این سیستم‌ها داریم می‌بینیم. و وجه الگویی بانوان، نقش ویژه بانوان را چه به شکل عام فرمودند چه خاص، یعنی حضرت فاطمه، حتی درباره حضرت خدیجه که پشتوانه مالی و پشتوانه روانی و اجتماعی پیامبر هستند و در دعای ندبه می‌خواهندیم که یبن خدیجه القرا، یعنی جایگاه حضرت خدیجه، جایگاه حضرت فاطمه، که در روایات فریقین آمده است: «مِن وُلدِ فاطِمَة»، یعنی تقریباً متواتر این کلمه، که امام عصر من ولد فاطمه، از فرزندان هستند، از فرزندان حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها، فقط بحث نسبت خویشاوندی اینجا مطرح نیست، همان وجه الگویی و شاخصه روایتی که فرمودند هم مطرح می‌شود. نکته دیگری که بحث اینکه عمل به امور باطنی، خب ما یک روایتی داریم یَقْضِی بِقَضَاءِ دَاوُودَ، امام عصر به شکل حضرت داوود قضاوت می‌کنند، یعنی ایشان از علوم باطنی و غیبی استفاده می‌کنند یا دست‌کم بخشی از حکومت ایشان بر این اساس است، ولی این‌ها استثنائاتی مثل همان ماجرای حضرت موسی و خضر که به باطن امور حکم قضاوت می‌کردند، ولی در وجه کلی خوب علم شاخصه مهمی است در پیشرفت، که رشد علوم روایت مهدویت است که مثلاً از ۲۷ بخش علم، ۲۵ بخش آن در دوران ظهور آشکار می‌شود و گسترش می‌یابد، یعنی کل آن رشد علوم دو قسمت هست. حالا اینم بحث مهمی است که ما این... بالاخره این همایش مربوط به مجامع علمی و دانشگاه و حوزه هست، جایگاه علم در این الگوی پیشرفت خیلی مهمه، این بخشی از در واقع محورهای مهم مباحث حضرت استاد ارائه فرمودند. اگر نکته‌ای از استاد دارید که بفرمایید، متشکرم از همه اساتید پژوهشگر، این نشست را با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد به پایان می‌رسانیم، خدا نگهدار شما، موفق باشید.